دانلود سوالات آزمون کارشناسی ارشد سال 92
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٩ 
 
برنامه ریزی عصبی - کلامی (NLP) چیست؟
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٥ 

برنامه ریزی عصبی - کلامی (NLP) چیست؟

 

 

 

عصب با ذهن و چگونگی کارکرد آن ، کلام با روش هایی که افراد تجربیات خود را از جهان منعکس می کنند و برنامه ریزی با این واقعیت که افراد طبق برنامه ها ی فردی عمل می کنند ؛ ارتباط دارد.

ان . ال . پی  روش هایی را در اختیار فرد قرار می دهد و به او کمک می کند تا در انجام دادن کارهایش تواناتر باشد و افکار ، احساسات و اعمالش را بیشتر مهار کند ، به زندگی خوش بین باشد و بهتر بتواند به نتایج خود دست یابد.

ان . ال . پی امکانات زیادی را در اختیار فرد قرار می دهد ؛ اما این در صورتی کارساز است که فرد ماجراجو و انعطاف پذیر باشد و به آنچه که زندگی در اختیار او قرار می دهد ؛ احساس رضایت کند.

ان . ال . پی بر پایه ی عملکرد و اصولی استوار است که در زیر به بعضی از آن ها اشاره شد ه است:

  •  مطلوبیت عملی ، می تواند مورد بررسی قرار گیرد و از فردی به فرد دیگر انتقال یابد.
  • عملکرد مطلوب به رشد مهارت ها و رشد حالات جسمی و ذهنی سازگار ، نیاز دارد. 
  • حالات فیزیکی و ذهنی ، می تواند به عناصر متمایز و کوچک تقسیم شود و تغییر پیدا کند تا نتایج مطلوب را به دست آورد.

آن چه ان . ال . پی را از رشته های دیگر متمایز می کند ، تمرکز آن بر الگوسازی است . به طور خلاصه، الگوسازی کسب مجموعه ای از الگوها در ان . ال . پی است ؛ الگوها نشان دهنده ی چگونگی عمل افراد به بهترین صورت می باشند و نشان می دهند انسان ها چگونه از تجربه ی افراد موفق استفاده می نمایند تا به پیشرفت نایل شوند.
ویژگی های مشخص ان . ال . پی اجرای تکنیک های خاص برای تحلیل اجزای عملکرد و چگونگی تحلیل پردازش اطلاعات و روش های به کارگیری راهبردهای پیشرفت می باشد . ان ال پی تحلیل تمام حوزه های عملکرد فردی و حرفه ای مانند : انگیزش ، یاد گیری ، تداوم سلامت ، فعالیت های ورزشی ، ارتباطات ، مذاکره ، سخنرانی در مکان های عمومی ، گروه سازی و مدیریت تغییر را در بر می گیرد.

در اصل ان . ال . پی رویکردی منظم و کلی نگر برای درک اثر بخشی فردی و سازمانی است.

تعاریف

افراد مختلف درک متفاوتی از ان . ال . پی دارند و برداشت های مختلفی را از آن به دست می آورند.

بنا بر این تعاریف موجود برای ان . ال . پی بی شمار و متفاوت است و به صورت‌ها ی زیرتعریف شده است:

  • علم و هنر رسیدن به موفقیت و کمال 
  • کنجکاوی بیش از حد درباره ی انسان ها و روش های شناختی که مجموعه ای از تکنیک ها را در بر می گیرد.
  • راهنمای ذهنی 
  • مطالعه تجربیات ذهنی 
  • مطالعه ساختار عینی 
  • نرم افزار مغز 
  • علم جدید پیشرفت 
  • مطالعه عملکرد مطلوب انسانی 
  • توانایی برای بهبود در بیشتر مواقع
  • راهنمایی برای استفاده منظم از خلاقیت
  • تجربه‌ی هیجانی موفق

استفاده از الگوها در «ان . ال . پی»

الگوهای موجود در پیشرفت شامل اهداف ، رفتار، افکار ، باورها ، احساسات و معنویات است ( گوردن ، داویز ، دیلتز ) اگر هر عنصر را یک به یک در نظر بگیریم می توان دید چگونه ان . ال .پی افراد را قادر می سازد تا به بررسی و بهبود عملکردشان بپردازند.

اهداف

اهداف را طوری تعیین کنید که قادر به رسیدن آن در کوتاه مدت باشید.

رفتار

یاری رساندن به دیگران، همنوایی با دیگران، به کارگیری الگوهای زبانی متناسب با شخصیت افراد، استفاده از زبان برای برقراری ارتباط و تاثیر

این جا کیفیت های متعددی وجود دارد که شامل موارد زیر است:

  • تشخیص شخصیت و الگوهای انگیزشی افراد با استفاده از الگو های زبانی آنان.
  • تشخیص این که دیگران به چه حواسی وابسته اند ، از طریق گوش دادن ، به کلماتی که آنان به کار می‌برند.
  • توانایی کلی گویی یا جزئی گویی در جای مناسب ، برای کسب نتایج خاص 
  • استفاده غیرمستقیم از زبان برای تشخیص و تاثیر
  • احترام به کلمات و عبارت های دیگران ، چرا که کلمات ، بیانگر تجربه آن ها از واقعیت است.

تفکر 

شامل قدرت تولید و قدرت ادراک است.

عناصر تفکر شامل دیدن (دیداری) شنیدن (تصور صداها یاداشتن گفت و گوهای درونی)، تجربه‌ی احساسات (عاطفی یا بساوشی) و حس کردن بوها یا مزه‌ها است . در هریک از این حوزه‌ها ، ان . ال . پی کمک می‌کند تا این افراد متوجه افکارشان باشند و در صورت نیاز آن ها را تغییر دهند.

برای مثال ممکن است از کسی بخواهید درباره گلی فکر کند ابتدا او می تواند ، تصور کند که گل چگونه است ؛ سپس او بوی آن را در نظر می آورد. آنگاه احساس خود درباره ی گل را به ذهن آورد و در آخر مزه آن را تصور کند . بعضی گل ها خوراکی هستند . تا این جا تجربه فرد از گل تقلید از واقعیت بوده است.

شما از فردی بخواهید که گل واقعی را تصور کند آن گونه که قابل ادراک است ؛ تجربه ی ذهنی خود را تغییر دهد تا چیز کاملا جدیدی را در تصور خود ایجاد کند . برای مثال شما ممکن است از او بخواهید که گلی را با رنگ ، اندازه و بوی متفاوت و غیره تصور کند . توانایی ذهن برای انجام دادن این تغییرات، اساس یادگیری و نوآوری است و اگر شما تجربه کافی نداشته باشید ممکن است با تغییرات به وجود آمده حاصل از تغییرات ذهنی شگفت زده شوید.

توانایی تغییر حواس در ان . ال .پی افراد را قادر می سازد تا تجربیات کم و بیش خوشایندی را در خود ایجاد کنند و اگر از ایجاد تجربه ای ناخوشایند در ان . ال .پی شگفت زده هستند ؛ به چگونگی آموزش افراد برای دور نگه داشتن دستان خود از آتش ، یا به چگونگی مطمئن ساختن افراد برای دوری کردن از رانندگی بعد از مصرف مشروبات الکلی فکر کنند.

احساسات 

روش دیگری که در ان . ال .پی با عواطف پیوند دارد از طریق ارتباط آن با رفتار است . از آنجا که ارتباط نزدیکی بین بدن و ذهن وجود دارد ؛ ایجاد تغییرات ذهنی با تغییر موقعیت بدن ، یک نمونه از این نوع ارتباط است.

اغلب مردم از روی عادت موقعیت های مختلفی در ارتباط با حالت های عاطفی متفاوت دارند ، برای مثال وقتی که آن ها پر انرژی هستند ، فضای بیشتر و هنگام نگرانی ، فضای کمی را اشغال می کنند . با تغییر موقعیت بدن ، امکان تغییر افکار و احساسات وجود دارد.

باورها / ارزش‌ها / فرض‌ها 

یکی از نقاط قوت ان . ال . پی توانایی آن برای تحت تاثیر قراردادن تغییر سطوح اساسی است . اگر چه آموزش مهارت های جدید؛ تغییراتی را به وجود می آورد ، ولی این باورها ، ارزش ها و فرض هایی هستند که اساس هر فرد را تشکیل می دهند.

نشان دادن یک گوجه فرنگی سبز به فردی که باور می کند گوجه فرنگی ها همیشه قرمز هستند و یا تشویق فردی از اقلیتی برای درخواست شغلی که باور نمی کرد ، به آن شغل دست یابد ؛ از جمله این موارد است.

معنویت

« ان . ال . پی» راه های کاوش ماورای تجربه های زندگی روزمره را نیز تحت تاثیر قرار می دهد . بعد معنوی مفهومی نسبتا متفاوت از مفاهیم دیگر مثل : افکار ، احساسات ، رفتار و باورهاست که مورد بحث قرار می گیرد ؛ بنابراین انتقال این مفاهیم به دلیل این که مردم فهم یکسانی از آن ها دارند آسان تر است .
 برای مثال در بحث سنجش میزان توجه یا عدم توجه دانش آموز کارنسبتا آسانی است . با این وجود با معنویت ، تجربه هر فردی درونی و منحصر به فرد است و کلمات برای بیان آن محدود است.

برای مثال دو فرد ممکن است از منطقه ای در خارج از شهر دیدن کنند و ازمناظر ، صداهای حیوانات تابش آفتاب واز بوهای خوش آنجا لذت ببرند یکی از آن ها ممکن است ، به سادگی روز خوبی  را در بیرون از منزل تجربه کند ، ولی برای شخص دیگر بیرون بودن از خانه به منزله آگاهی از چیزی ماورای تجربه او باشد . شاید دیدن آن منطقه احساس دست یافتن به چیزی ، احساس یکپارچگی ، احساس قدرت یا کیفیتی باشد که حواس او را اشباع می کند . اگر چه شخص دوم کاملا از این تجربه فردی آگاه باشد توضیح آن در زبان روزمره برای او دشوار است . برخلاف چنین محدودیت هایی بسیاری از افرادی که با ان . ال .پی کار می کنند . به افراد دیگر کمک می کنند تا حس و آگاهی معنوی خود را توسعه بخشند.

مشخصه های ان . ال. پی 

  • ان . ال . پی یک رویکرد کلی نگر است.
  • ان . ال . پی با جزئیات سروکار دارد.
  • ان . ال . پی بر اساس توانایی و الگوسازی نقشی است.
  • ان . ال . پی بر پردازش ذهنی تمرکز دارد.
  • ان . ال . پی طرح های زبانی خاص را به کار می برد.
  • ان . ال . پی هم با ذهن هشیار و هم با ذهن ناهشیار کار می کند.
  • ان . ال . پی در فرایندها و نتایج سرعت عمل دارد.
  • ان . ال . پی رویکردی خنثی است.
  • ان . ال . پی در رفتار خود به افراد احترام می‌گذارد.

پیش فرض‌ها 

  • تجربه برای خود ساختاری دارد.
  • ذهن و جسم هر دو به یک سیستم وابسته هستند.
  • افراد کارهای خود را تمام و کمال انجام می‌دهند.
  • اگر انجام کاری برای کسی ممکن است ، هر فرد دیگری قادر به انجام آن کار می باشد.
  • هر فردی از تمامی منابع مورد نیاز برخوردار است.
  • شکست اصلا معنایی ندارد ، هر چه هست بازخورد است.
  • اگر آن چه را انجام می دهید ؛ موثر نیست کار دیگری انجام دهید.
  • بعضی اوقات شما آنچه را که بهترین است ، به نحو احسن انجام می‌دهید.
  • در پشت همه‌ی رفتارها یک مقصد اصلاحی وجود دارد.
  • معنای یک ارتباط پاسخی است که دریافت می‌کنید.
  • ادراک افراد دریافت کننده ، موثر بودن یک تعامل را مشخص می کند ؛ نه قصد فرد شروع کننده آن تعامل.

ارتباطات 

با توجه به سرعت بالای « ان . ال .پی » چگونه می توان از آن استفاده بهینه کرد؟

اگر شما عادت به انجام دادن کارها در مدت زمان طولانی داشته باشید ، سرعت عمل کاری ممکن است مورد ظن و گمان شما باشد . برای نمونه شما ممکن است که بگویید ، به سالیان سال مطالعه نیاز هست تا بتوان تفاوت های بین گیاهان وحشی را یاد گرفت ، اما برخورد با خارهای یک گیاهان وحشی می تواند ، به خوبی ظاهر و بوی آن را در ذهن شما تداعی کند و برای همیشه در ذهنتان بماند.

 به این دلیل که رویکردهای معمول روان شناسی به طور سنتی وقت گیر بوده اند باور کردن سرعت عمل ان . ال . پی می تواند مشکل ساز باشد . با این حال سرعت عمل ان . ال . پی در کسب نتایج به اثبات می رسد.

چارچوب‌ها ، الگوها ؛ تکنیک‌ها

دیاگرام تجربی:

در اصل این دیاگرام دو نوع کاربرد دارد : تغییر فردی و الگوسازی و بهبود عملکرد . این دیاگرام پیج عنصر را که بر عملکرد تاثیر دارند ، ارایه می‌دهد:

  • نتایج 
  • رفتار
  • راهبردهای ذهنی 
  • عواطف 
  • باورها

یک سخن مورد قبول در  ان . ال .پی این است که اگر شما همیشه آن چیزی را انجام دهید که قبلا انجام می‌دادید ، به همان خواسته‌ی قبلی خود می‌رسید.

سطوح عصبی، زبانی ( سطوح منطقی )
این چارچوب (که رابرت دیلتز آن را توسعه داد.)، به تفکر درباره یادگیری وتغییر و رشد فردی  کمک می‌کند و دارای شش سطح اساسی است که در آن فرد می تواند عمل کند.

این شش سطح ، به ترتیب اهمیت عبارتند از:

  • محیط (کی و کجا چیزها اتفاق می‌افتد؟ فرصت‌ها و محدودیت‌ها)
  • رفتار (آن چه که فرد انجام می‌دهد . عمل‌ها و عکس العمل‌ها)
  • توانایی ها (چگونه فرد کارها را انجام می‌دهد و آن فرد چگونه انگیزش پیدا می‌کند؟)
  • هویت (تفکر فرد درباره ی خود ، معنایی از خود و ماموریت فردی)
  • معنویات (فرد برای چه چیزی اعمالی را انجام می‌دهد، به خاطر خانواده، جامعه و یا به خاطر آن چه که فراسوی فرد است)

این سطوح اساسی در سلسله مراتبی قرار می‌گیرند که در آن معنویت در بالاترین سطح و محیط در پایین‌ترین سطح قرار دارد و هر سطح نسبت به دیگر سطوح نورولوژی بیشتری را شامل می‌شود. این سطوح بعضی اوقات، به عنوان دایره‌هایی در درون دایره‌های دیگر نشان داده می‌شوند ، اما در اغلب موارد، به عنوان مثلث‌هایی در نظر گرفته می شوند که در آن 5 سطح اول اساس مثلث را تشکیل داده و سطوح بالاتر، به عنوان یک مثلث واژگون در درون مثلث اول در نظر گرفته می‌شوند.

این چارچوب را می توان در روش های مختلفی به کاربرد ، یک روش مهار ، تناسب و هم خوانی بین سطح است. به عنوان مثال ، برای یک فرد ممکن است که به موقع سرقرار حاضر شدن مهم باشد ؛ اما در عمل اغلب دیر کند. بنابراین این باور ( اهمیت حضور به موقع در ملاقاتها ) با رفتار ( دیرکردن ) در تضاد است.

این چارچوب به افراد کمک می‌کند، تا دریابند که بین تفکر و عملکرد آن ها و ارزش و هویتشان هماهنگی وجود دارد یا خیر، تضاد بین این سطوح به استرس، سوء تفاهم‌ها و عملکرد ضعیف منجر می‌شود.

این چارچوب برای سازمان‌ها نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

 اگر شرکتی از یک مشاور دعوت کند تا مطالبی را درباره توجه به مشتری‌ها ارائه دهد، سوالات مرتبط به سطوح نورولوژی، به شناسایی ناهماهنگی‌های موجود در شرکت کمک می‌کند.

ناهماهنگی‌هایی مانند: نامرتب بودن کارگاه یا عدم توجه کارکنان به دیدگاه‌های مشتریان. این ناهماهنگی‌ها می تواند با باور آن سازمان که توجه به مشتری است، در تضاد باشد.

هم چنین در بعضی اوقات افکارهای کارکنان درباره توجه به مشتری با افکار سازمان مطابقت ندارد و به انتقال پیام های نامشخص، به ملاقات کنندگان و با مشتریان منتهی می‌شود.

خطوط زمانی:

خطوط زمانی یک چارچوب مفهومی است که با چگونگی ادراک فرد از زمان سروکار دارد و نشان می‌دهد که افراد اطلاعات را بر اساس زمان به روشهای مختلف ذخیره می‌کنند .یونانیان باستان با مفهوم خطوط زمان آشنا بودند و آن رادر افکار و نوشته‌های خود در طول قرن‌ها منعکس کرده‌اند.

نظریه‌ی خطوط زمانی ؛ یعنی این که افراد نسبت به زمان به روش‌های گوناگونی واکنش نشان می‌دهند . یک مثال ساده نشان می‌دهد که زمان اغلب وقتی که غیر قابل کنترل، به نظر می‌رسد آهسته می‌گذرد (برای مثال : منتظر شدن در یک ترافیک سنگین) و در طول لحظه‌های لذت بخش ، به سرعت می‌گذرد. پس زمان یک مفهوم ثابت نیست، بلکه مفهومی است که بر طبق درک ما از آن تغییر می‌کند.

 ان . ال . پی مفهوم زمان را بیشتر مورد توجه قرار می‌دهد و ما را قادر می‌سازد تا خود را در زمان‌ها و مکان‌های مختلف تصور کنیم.

برای روشن شدن مطلب، مفهوم حرکت زمان را در نظر می‌گیریم. بدین گونه که خطی در کف اتاق تصور کنیم که یک سر آن زمان گذشته و سردیگر آن زمان آینده را نشان دهد، زمان حال بین این دوتاست.

این امکان وجود دارد که ما روی خط در نقطه ای بایستیم که زمان حال را نشان بدهد و به آینده نگاه  کنیم وتصور کنیم که آینده چگونه می تواند باشد. مثلا تصور می‌کنیم که فعالیت خاصی را انجام می‌دهیم.

هم چنین  می‌توانیم گذشته را به همان ترتیب تصور کنیم و رفتار خود در گذشته را به خاطر بیاوریم. چنین تصوراتی به فردکمک می‌کند تا احساسات خود را درباره‌ی حوادث خاص تصور کند.

باز ممکن است که فرد به طور فیزیکی در چنین خطی حرکت کند، مثل این که گذشته را مرور می‌کند، یا به آینده حرکت می‌کند. بدین ترتیب دسترسی مجدد به احساساتی که با حوادث خاص در ارتباط است، نسبتا آسان می‌شود . وقتی که فرد این تصورات را به وجود می‌آورد، امکان ارزشیابی از یک دیدگاه دیگری را که به ظاهر وجود دارد می‌بینید و می‌تواند از پاسخ‌ها ی خود مطلع شده ، تغییرات مناسب را به وجود آورد. مفهوم خطوط زمانی، که در حقیقت یک روش استعاری است. روشی عالی را در کار با موضوعات و کسب دیدگاه‌ها و رشد بیشتر فردی فراهم می‌کند.

نظریه‌ی هماهنگ سازی حوزه‌ای:

بسیاری از متخصصان درباره ی تبدیل رشته ان . ال .پی به یک چارچوب و هماهنگ سازی آن اندیشیده‌اند. رابرت دیلتز چارچوبی را ارائه می‌دهد وعقیده دارد که همزمان با پیشرفت؛ ان . ال . پی از شکل منظم فاصله گرفت و به رویکردهای مرحله به مرحله خطی نزدیک شد. اگر چه این مساله به انتقال سریع تکنیک‌ها و مهارت‌ها انجامید، از سویی به از دست رفتن تصویر بزرگ‌تر منتهی شد.

بنا براین بسیاری از دانشجویان ان .ال .پی تلاش می‌کنند ، تا دریابند که چگونه ابزار و تکنیک‌هایی که آموخته‌اند ؛ با یکدیگر تناسب پیدا می‌کنند. در جهت حل این مشکل ، دیلتز چارچوبی را برای فهم عملکرد انسانی ارائه داد. این چارچوب دارای سه عنصر است:

  • سطوح عملکرد ( سطوح منطقی )
  • زمان 
  • دیدگاه ( موقعیت ادراکی )

ان . ال . پی جدید

ان . ال . پی جدید یک روش کل نگر در دستیابی به پتانسیل انسانی است. کتاب «همسفر با لاک پشت ها» اثر جان گریندرو دلوزیر بعضی از ایده‌های موجود در ان . ال . پی جدید را بیان می‌کند. ان . ال . پی جدید نتیجه‌ی کار و حاصل تجربه‌ی کارلوس کاستاندا و گری گوری باتسون، در رابطه با سرخ پوستان آمریکا و طبل زنی ، پایکوبی و آواز خوانی آفریقایی‌ها و نتیجه‌ی مطالعات آن‌ها در زمینه‌ی انسان شناسی و داستان گویی می‌باشد. بعضی از رویکردهای آن شامل خواب دیدن‌های فعال، رشد علوم شهودی و انجام تمرینات، به منظور هماهنگ سازی فعالیت های مغزی است.

الگوی TOTE :

جرج میلر، یوجین گالانتر و کارل پریبرام الگوی TOTE  را توسعه دادند و در کتاب خودشان به نام «طرح‌ها و ساختارهای رفتاری» چارچوب آن را مشخص کردند. از این الگو می‌توان در حل مساله، خلاقیت و رشد کمک گرفت. این الگو با مکانیزم‌های دفاعی کار می‌کند و این ایده را ارائه می‌دهد که اگر ما یک نتیجه مطلوب را به دست نمی‌آوریم، به اقدامات بیشتری برای موفقیت نیاز داریم . الگوی TOTE  شامل سه عنصر زیر است:

  • T = آزمون
  • O = عملیات

اگر ما استارت زدن یک ماشین را در نظر بگیریم، به روشن کردن موتور قبل از حرکت ماشین نیاز می‌باشد. آزمون این است که آیا موتور روشن است؟ اگر روشن نیست، نیاز به انجام کاری هست. عملیات با چرخش کلید موتور روشن می‌شود. در این صورت آزمون را می‌توان دوباره تکرار کرد: آیا موتور روشن است؟ جواب این دفعه مثبت است ، بنابراین فرد از آزمون خارج می‌شود.

این فرایند هدف یا نتیجه را در نظر دارد و یک سری روش‌های دست یابی به آن هدف‌ها را دنبال  می‌کند، با به کارگیری رویکردهای مختلف می‌توان به هدف دست یافت. یک فرایند معمولی با به کارگیری الگوی TOTE  در روابطه  درون فردی، به قرار زیر باشد:

  • آیا فروشنده به من کمک کرده است؟ ( آزمون)
  • در عوض من چه کاری می توانم انجام دهم؟ درباره تبسم کردن چطور ؟ (عمل کردن)
  • آیا فروشنده این بار کمکی می‌کند ، یا نه؟ (آزمون مجدد)
  • بلی (خیلی خوب، خروج)

    الگویTOTE  به افراد کمک می‌کند تا آنچه را که انجام می‌دهند ، مورد ارزیابی قرار دهند و به منظور به دست آوردن نتایج خوب انعطاف پذیر باشند. دیاگرام زیر این فرایند را در عمل نشان می‌دهد.

    الگوی ROLE :

    الگوی ROLE  که رابرت دیلتز آن را گسترش داد، به تشخیص تفکر افراد و در نتیجه رفتار آن‌ها کمک می‌کند و چهار عنصر زیر را در بر می‌گیرد:

    • R. سیستم‌های بازنمایی (افراد کدام یک از حواس بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه را دریک مرحله‌ی خاصی از تفکرشان بیشتر به کار می‌برند.)
    • O. جهت گیری ( فرد جهت گیری درونی- به طرف حافظه یا خیال-  یا بیرونی -به طرف دنیای خارج-  دارد؟)
    • L. ارتباط (چگونه یک مرحله از راهبرد با مراحل بعدی در یک زنجیره ارتباط پیدا می کند، آیا مراحل مختلف هم‌پوشی دارند، یا به صورت مرحله به مرحله و به ترتیب می‌باشد؟)
    • E. اثر (اثر، نتیجه یا هدف یک مرحله در راهبرد چیست؟ برای مثال دسترسی به اطلاعات، سازماندهی، ارزیابی یا قضاوت درباره‌ی اطلاعات)

    با در نظر گرفتن این عناصر این امکان وجود دارد که نقشه‌ی تجربه فکری فرد را طرح کرد و اثر بخشی را بهبود بخشید.

    الگوی Score:

    این الگو که حاصل کار دیلتز و اپستاین است با حل است با حل مشکلات دریک روش خلاق سرو کار دارد و دخالت پنج عنصر در این فرایند را پیشنهاد می‌کند که عبارتند از:

    • S  علائم (نمایه‌ها): مشخص‌ترین و هوشیارترین جنبه‌های یک مشکل و تداوم نسبی برای مدت زمانی
    • C علت‌ها (عناصر اساسی مسئول ایجاد و ابقای علایم)  که تمایل دارند در مقایسه با علایم کمتر آشکار باشند.
    • O نتایج (حالت ها یا اهداف مطلوب که جای علایم را می‌گیرند)
    • R منابع (عناصر مسئول انتقال علایم و ایجاد و ابقای نتایج ، یا تاثیرات)
    • E اثرات (پاسخ‌ها یا نتایج کسب یک هدف، که ممکن است در چگونگی تاثیر آنها بر انگیزش مثبت یا منفی باشد)

    این پنج عنصر با یکدیگر ارتباط درونی داشته و می‌توانند مورد سنجش قرار گیرند و در روش‌های مختلفی برای دستیابی به راه حل ها به کاربرده شوند.

     

E  = خروج

 

منبع: سایت دکتر صداقت

سعید ایزی 


 
مصاحبه با رتبه برتر آزمون اتوماسیون و ابزار دقیق
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱ 

مصاحبه شونده : آقای حاجی سامی

آقای ابوالفضل حاجی سامی، دانش آموخته مهندسی برق دانشگاه شهید بهشتی، معدل موثر 20/16 ، رتبه 13 آزمون کارشناسی ارشد اتوماسیون و ابزار دقیق.

با سلام، آیا امسال نخستین بار بود که در آزمون کارشناسی ارشد شرکت می کردید؟
من قصد شرکت در آزمون قبلی را نیز داشتم و تابستان 85 هم کم و بیش مطالعه می کردم ولی با شروع ترم احساس کردم که با وجود واحد های درسی کار برایم مشکل خواهد بود و تصمیم گرفتم دوره کارشناسی را پنج ساله تمام کنم. ترم نهم را هم مرخصی گرفتم و وقت خود را تنها به کنکور ارشد اختصاص دادم.

برای آزمون امسال از چه زمانی شروع به مطالعه کردید؟
از تابستان با شروع کلاسهای کنکور درس خواندن من هم آغاز شد. کلاسهای الکترومغناطیس، مدارهای الکتریکی و سیگنال را در موسسه نصیر ثبت نام کردم البته کلاس الکترونیک هم می رفتم. پاییز کلاس دیگری نگرفتم و تنها در آزمون ها شرکت می کردم.

رتبه شما در آزمون ها در چه حدودی بود؟
حدود 1 یا 2، بدترین رتبه ام 6 بود. البته رتبه برایم مهم نبود، سوالها کیفیت خوبی داشتند و مهم تر از آن تجربه جلسه آزمون بود که برایم ارزشمند بود.

برای مطالعه جای مشخصی را انتخاب کرده بودید؟
من به همراه یکی از دوستان دانشگاه برای کنکور می خواندیم. از همان 15 تیر که شروع کردیم از صبح ساعت 8 به کتابخانه دانشگاه شهید بهشتی می رفتیم و اگر کلاس نداشتیم تا 10 شب می ماندیم و با هم درس می خواندیم. در اوقات استراحت هم باهم بودیم و خلاصه سعی می کردیم دوران کنکور سخت نگذرد. این رویه را تا زمان کنکور ادامه دادیم، در این مدت به طور مفید 7 تا 8 ساعت درس می خواندیم. به نظرم درس خواندن باهم خیلی به حفظ انگیزه من کمک کرد.
در تابستان بیشتر تمرکز من بر درس هایی بود که کلاس می رفتم، هر هفته درس های هفته پیش را از روی جزوه مرور می کردم و بعد همان مباحث را از روی کتابهای کنکوری می خواندم و تست می زدم. البته در درس های الکترونیک، مدار و سیگنال پیش از مطالعه جزوه ابتدا کتاب و مراجع اصلی را مطالعه می کردم و بعد به سراغ جزوه استاد می رفتم. غیر از این درسها کنترل را هم در تابستان خواندم. در واقع قصد داشتم که تقریبا تمام درسها را در تابستان تمام کنم که تا حد زیادی موفق شدم. درس های معادلات، آمار و ریاضی را هم گذاشته بودم که ترم پاییز با کلاس پیش بروم که نشد و آنها را هم خودم در پاییز خواندم.

و در پاییز؟
غیر از مطالعه دروس ریاضی، بیشتر پاییز به دوره گذشت، سعی می کردم هماهنگ با آزمون ها پیش بروم و با توجه به سرفصل هر آزمون مباحث را از کتابهای تست می خواندم و تست می زدم و این روال تا آزمون 100 درصد ادامه داشت. بعد از این مرور کلی دیگر برنامه چندان مشخصی برای مطالعه نداشتم، بیشتر وقتم صرف تست زدن می شد و سعی می کردم در همه درس ها تست بزنم.
با توجه به اینکه به موقع شروع کرده بودم زمان کافی داشتم، به ویژه که آزمون هم یک ماه عقب افتاد و باعث شد تا یک ماه آخر را به کتاب مجموعه سوالات کنکور اختصاص دهم . البته با توجه به محدودیت تست ها ، آزمون های موسسات مختلف را هم حل می کردم.

در روز های آخر درس ها را مرور نمی کردید؟
مرور می کردم ولی از طریق خلاصه هایم. من اول پاییز شروع به خلاصه برداری کردم و خلاصه های خوب و مفیدی برای خودم تهیه نمودم و در مطالعات بعدی تنها خلاصه ها را می خواندم. بعضی از دوستانم هم از خلاصه هایم استفاده کردند و در این چند وقت هم خیلی از کنکوری های امسال از خلاصه هایم کپی گرفته اند تا استفاده کنند. به نظرم کار خوبی بود و کاش از تابستان این کار را شروع کرده بودم.
در دوره نهایی سعی می کردم زمان مشخصی را به مطالعه خلاصه ها اختصاص دهم، مثلا در 3 ساعت کل مغناطیس را می خواندم و بعد به سراغ تست ها می رفتم، اگر حین تست زنی به مشکلی برخورد می کردم دوباره خلاصه ها را نگاه می کردم.

برنامه ریزی شما برای درس زبان به چه صورتی بود؟
من اصلا زبان را نخواندم؛ البته در برنامه ام بود که در ماه آخر بخوانم ولی باز ترجیح دادم که این زمان را به درس های دیگر اختصاص دهم اما احساس می کنم که کار خوبی نکردم. اصولا به نظرم رها کردن یک درس کار اشتباهی است و باید تلاش کرد تا هر درسی را تا حد قابل قبولی خواند.

منابع شما برای مطالعه؟
ریاضی مهندسی: جزوه دکتر معتقدی و کتاب های تست دکتر نیکوکار.
مدارهای الکتریکی: جزوه دکتر ملک محمد ، کتاب درس و تست انتشارات جهش و رهیافت حل مساله 1 و 2 .
کنترل: کتاب آریاز برادرانی.
سیگنال و سیستم: جزوه مهندس کهن ، کتاب اپنهایم و کتاب تست راهیان ارشد.
الکترونیک: جزوه دکتر لطیفی ، کتاب سدرا ، کتاب تست راهیان ارشد و رهیافت حل مسأله 1 و 2.
مغناطیس: جزوه مهندس اشرفیان، رهیافت حل مسأله و کتاب پردازش.

چه طور شد که به رشته اتوماسیون علاقه مند شدید و این رشته را به عنوان رشته دوم خود انتخاب کردید؟
من از ابتدا خودم را برای آزمون مهندسی برق آماده می کردم ولی با توجه به امکان انتخاب رشته دوم تصمیم گرفتم در آزمون رشته اتوماسیون هم شرکت کنم. چون هم بازار کار خوبی دارد و هم عناوین دروس آزمون این رشته در رشته مهندسی برق نیز وجود دارد.
البته در نهایت با توجه به اینکه به گرایش مخابرات علاقه بیشتری داشتم و از سوی دیگر با توجه به اینکه دوره کارشناسی ارشد اتوماسیون در جنوب برگزار می شودبا توجه به رتبه 103 خود در آزمون مهندسی برق تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل گرایش مخابرات سیستم را انتخاب کنم و از انتخاب خودم هم راضی هستم.

منبع : سایت نصیر

www.eazi.ir

سایت آموزشی سعید ایزی


 
توصیه های مهم عملکرد بهتر در امتحان های تستی و تشریحی
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢۱ 

امتحان معیار ارزشیابی دانسته‌ها و تواناییهای شماست و شما می‌‌توانید از آن بعنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.

برای عملکرد بهتر در امتحان توصیه های زیر را بکار بندید:

۱- با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، خودکار، ماشین حساب، لغت نامه و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.

۲- با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملات را در ذهن خود تکرار کنید: ” من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم. ” نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دلشوره صحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی همچون یک بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.

۳- آرام ولی هوشیار باشید. اگر حق انتخاب دارید، مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. نیمکتی را انتخاب کنید که بر روی آن فضای کافی برای کار داشته باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.

۴- در ابتدا نگاهی گذرا به سؤالات بیندازید. حدودا ۱۰% از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی ( در سؤالات ) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سؤالات زمانبندی کنید. در حالیکه سؤالات را می‌‌خوانید، نکاتی که به ذهنتان می‌‌رسد و می‌‌توانید مفید باشد را در کنار آنها یادداشت کنید.

۵- برای پاسخگویی به سؤالات از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سؤالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آنها که نمره بیشتری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید که:
- مشکل تر هستند.
- جواب دادن به آنها وقت بیشتری می‌‌گیرد.
- نمره کمتری دارند.

۶- در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.
- ابتدا پاسخهایی را که می‌‌دانید اشتباه است، کنار بگذارید.
- اگر تست نمره منفی ندارد، از بین پاسخهای باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.
- اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.
- شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب می‌‌کنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر اینکه واقعا به نتیجه قطعی رسیده باشید.

۷- در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سؤالات خوب فکر کنید.
- ابتدا نکات مهمی را که راجع به سؤالات به دهنتان می‌‌رسد، در چرک نویس یادداشت کنید.
- این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.
- سپس آنها را تنظیم کرده و پاکنویس کنید.

۸- در پاسخ به سؤالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.
- در جمله اول موضوع اصلی را بیان کنید.
- مقدمه ای برای آن بنویسید.
- سپس موضوع را با جزئیات بیشتری شرح دهید.
- به سؤال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیر ضروری و مثالهای اضافی بپرهیزید.

۹- ۱۰% از وقت امتحان را برای مرور مطالب کنار بگذارید.
- برای ترک کردن جلسه امتحان عجله نکنید.
- در انتها تمام سؤالات را مرور کنید.
- مطمئن شوید که به تمام سؤالات پاسخ داده اید.
- پاسخ‌ها را یک بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املای کلمات و … را تصحیح کنید.

۱۰- وقتی نتیجه امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.
- به اشکالات خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیشتر مطالعه کنید.
- برای امتحانات آخر سال، سؤالات امتحانات کلاسی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
- بهترین روش یادگیری را که برای شما مؤثر بوده، انتخاب کنید.
- روشهایی که برای شما کارآیی لازم را نداشته، کنار بگذارید.
- سعی کنید بهترین روش را پیدا کرده و بر روی آن تمرین کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.

 

منبع: تبیان

www.eazi.ir


 
بهداشت مطالعه
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٢ 

الف- هوا و نور

ب- جهت تابش نور
نور باید از سمت چپ و بالا از فاصله ۴۵ درجه به کتاب و کاغذ بتابد.

ج- یکنواخت بودن  نور محیط
نور سطح کتاب با نور اطراف نباید اختلاف زیادی داشته باشد زیرا باعث خستگی چشم ها  می شود.

د- استراحت متفاوت چشم ها
برای هر ساعت مطالعه، یک ربع ساعت استراحت داشته داشته باشید. در این زمان هم چشم ها و هم مغز استراحت می کنند و هم فرصت مرور مطالب یاد گرفته شده خود را پیدا می کنیم. در زمان استراحت به فاصله دور و به دون توجه ودقت نگاه کنید.

ه- وضع نشستن به هنگام مطالعه
نباید مدت ها به طور خمیده به جلو یا از طرفین مطالعه کرد، چون به تدریج ممکن است باعش تغییر شکل ستون مهره ها شود. بهتر است ضمن مطالعه و در فواصل استراحت چشم ها، وضع نشستن خود را تغییر دهید و مقداری حرکت کنید تا از رکود خون در پا ها جلوگیری شود. مطالعه موقع حرکت (مطالعه موقع حرکت وراه رفتن به ویژه هنگام حرکت ماشین، مناسب نیست و باعث خستگی و ضعف چشم ها می شود.)

و- صرف غذا
بلا فاصله پس از صرف غذا، نباید مطالعه کرد. زیرا پس از صرف غذا خون زیادی به سمت دستگاه گوارش  جریان می یابد و از میزان جریان خون در مغز کاسته می شود و در نتیجه از آمادگی برای مطالعه می کاهد.

www.eazi.ir

سایت آموزشی سعید ایزی


 
غذاها و مکمل های غذائی نگهداری حافظه و تقویت ذهن
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٢ 

فرآیندهای زیادی باعث گرفتگی رگ های قلب، پیدایش سلول های سرطانی و آسیب شبکه ارتباطی اعصاب در مغز می شوند. سبزیجات و میوه ها دارای مواد آنتی اکسیدانی هستند. مغز برای خنثی کردن رادیکال های آزاد نیاز به آنتی اکسیدان ها دارد.  ادیکال های آزاد به سلول های عصبی آسیب می رسانند و عمل واسطه های شیمیایی اعصاب را مختل می کنند. وقتی سن شما افزایش می یابد، قدرت دفاعی بدنتان ضعیف می شود، در نتیجه اثر تخریبی رادیکال های آزاد افزایش می یابد.

آنتی اکسیدان ها، حالت ارتجاعی رگ ها و قوت ضربان های قلب را حفظ می کنند. ۲۰ درصد خون خارج شده از قلب به مغز می رود. هر چیزی که مانع از جریان خون به مغز شود، قدرت یادگیری و ذهنی فرد را کاهش می دهد. وقتی که جریان خون در مغز مختل شود، باعث سکته و خونریزی مغزی می شود؛ چنین چیزی خطرناک و کشنده است. به تدریج یک سری حملات مغزی ضعیف اتفاق می افتد که در ابتدا باعث کاهش حافظه و فراموشی می شود و در نهایت رگ های مغزی آسیب می بینند و حالتی شبیه بیماری آلزایمر به وجود می آید.

افزایش هموسسیتئین خون (اسید آمینه ای که از هضم پروتئین حیوانی در بدن تولید می شود) رگ های خونی را مجروح می کند و باعث پیدایش پلاک ( بافت زخمی و مجروح ) می شود.

یک بررسی نشان داد افزایش هموسسیتئین خون، حافظه مردان مسن را کاهش می دهد. مطالعات دیگری نیز ثابت کرده که این امر باعث تنگ شدن سرخرگ های کاروتید ( رگ های بزرگی که خون را به مغز می رسانند) می شود.

فشار خون بالا، سرخرگ ها و سیاهرگ ها را ملتهب می کند و باعث تنگ شدن آنها می شود و شرایطی را به وجود می آورد که پلاک ها افزایش می یابد و سکته مغزی رخ می دهد.

افرادی که به طور مزمن دارای فشار خون بالا هستند، با افزایش سن ، در یادآوری ، خلاصه کردن و بررسی مطالب دچار مشکل می شوند. اسکن مغزی نشان می دهد افراد دچار فشار خون بالا، بی سبب دچار حملات خفیف مغزی می شوند. محققین می گویند حتی افزایش جزئی فشار خون، تغییرات عمده ای در مغز به وجود می آورد.

تغذیه و نگهداری قدرت حافظه:

۱- مرحله اول، مصرف کمتر نمک و چربی های اشباع است. رژیمDASH  که دارای میوه و سبزی فراوان و لبنیات کم چرب است، همان اثر داروها را در کاهش فشار خون بالا دارد.

۲- اسیدهای چرب امگا-۳ میزان حملات قلبی و افسردگی را کاهش می دهد. اسیدهای چرب غیر اشباعLDL را کاهش داده وHDL را افزایش می دهند.

۳- زغال اخته و توت فرنگی و اسفناج منبع غنی آنتوسیانین هستند. آنتوسیانین توانایی سلول های عصبی را برای پاسخ به واسطه های شیمیایی حفظ می کند. همچنین مانع از تشکیل لخته های خونی می شود ( رقیق کننده های خون) . این سه ماده غذایی کشسانی رگ های خونی را حفظ می کند و انتقال پیام های عصبی را بهبود می بخشد .

سایر مواد غذایی مثل کلم قرمز، انگور، آلو و آلبالو نیز همین اثرات را دارند.

اسفناج دارای آنتی اکسیدان فراوانی است که شامل بتا کاروتن ( پیش ساز ویتامینA)، ویتامینC و اسید فولیک است.

۴- سیر تا ۱۲ درصد میزان کلسترول بالا را کاهش می دهد. همچنین انعطاف پذیری رگ های خونی را حفظ می کند. برای این منظور روزانه ۴ حبه سیر را به صورت خام یا نیمه پخته مصرف کنید، یا اینکه ۲ تا ۸ عدد کپسول ۵۰ میلی گرمی را که حاوی عصاره سیر است بخورید.

۵- سویا نیز کلسترول خون را کاهش می دهد. موادی در سویا وجود دارد که از اکسیده شدنLDL جلوگیری می کنند و مانع از اثرات آتروژنیک رادیکال های آزاد ( تشکیل پلاک در دیواره داخلی سرخرگ ها ) می شود.

اثر سویا در کاهش کلسترول فقط برای افراد دچار کلسترول بالا موثر است، ولی اثر آنتی اکسیدانی آن برای همه افراد مفید است.

فیتواستروژن های سویا، هورمون های گیاهی هستند که محققین اعتقاد دارند مانند هورمون استروژن باعث تقویت حافظه می شوند.

قرص های هوش:

۱-اسید فولیک :برای رفع هموسیستئین ( اسید آمینه خطرناک ) بدن لازم است. تحقیقات ثابت کرده است در اثر کاهش اسید فولیک، ویتامین هایB6 وB12 در خون، مشکلاتی نظیر کاهش سطح  ادراک در افراد مسن، اشکال در یاد آوری، تمرکز حواس و افزایش هموسیستئین خون به وجود می آید.

۲-ویتامینB12 :برای نگهداری سلول های عصبی ضروری است. حتی اگر این ویتامین در حداقل مقدار طبیعی باشد، برای بدن مضر است و بایستی دارای مقدار نرمال خود باشد. رفتار و حافظه افراد با مکمل دهی ویتامین های گروهB بهبود می یابد. در کمبود این ویتامین ها سطح ادراک و آگاهی کم می شود، طوری که کسی هم متوجه نمی شود.

البته نباید محتوای ویتامینB موجود در غذا را بشمارید. وجود ویتامین هایB و Aکه بیشتر از صد در صدRDA را تامین کند، سالم و موثر است.

۳-ویتامین E: مغز شما را از آسیب حفظ می کند. مطالعات طولانی مدت نشان داده، مکمل ویتامینE خطر بروز بیماری های قلبی را کاهش می دهد ،LDL را بی اثر می کند و احتمال لخته شدن خون را کاهش می دهد.

همچنین وخامت بیماری آلزایمر افراد را آهسته می کند. اثر آنتی اکسیدانی ویتامینE تشکیل پلاک های آمیلوئیدی را که باعث التهاب و کج شدن انتهای اعصاب می شوند، متوقف می کند.

یکی از اعمال ویتامینE  رقیق کردن خون است. مصرف روزانه ۸۰۰-۲۰۰ واحد بین المللی ویتامینE توصیه می شود.

مکمل های غذایی و مغز:

Ginkgo:برای جلوگیری از کاهش حافظه موثر است. دارای اثر آنتی اکسیدانی و ضد انعقاد خون است. اگر یکی از مواد رقیق کننده خون مثل آسپیرین، ویتامینE و سیر را مصرف می کنید، قبل از مصرف این مکمل با پزشک خود مشورت کنید.

فسفاتیدیل سرین( PS ):ماده طبیعی که باعث انعطاف پذیری غشای سلول ها می شود؛ در نتیجه سلول های عصبی می توانند به راحتی با هم ارتباط داشته باشند.

همچنین سلول های مغزی را در مقابل آسیب رادیکال های آزاد حفظ می کند و  تولید استیل کولین (یک انتقال دهنده عصبی مهم ) را تحریک می کند.

وقتی جوان هستید،PS کافی در بدن تولید می شود ولی بعد از ۴۰ سالگی، تولید آن کم می شود و بدن نیاز به مکمل دارد.

تحقیقات اخیر نشان می دهد کهPS  مشکلات مربوط به حافظه را در کسانی که تازه دچار آلزایمر شده اند، بهبود می بخشد.

ابتدا برای مدت یک ماه ۳۰۰ میلی گرم در روز و بعد از این مدت فقط ۱۰۰ میلی گرم در روز مصرف کنید.

استروژن :التهاب و تخریب سلول های مغزی را که در اثر رادیکال های آزاد به وجود می آید، کاهش می دهد. همچنین حجم دندریت ها ( شاخه های سلول عصبی ) را افزایش می دهد، در نتیجه ارتباطات سلولی ممکن می شود. با تقویت قلب، هورمون درمانی با استروژن بطور مستقیم، حافظه را تقویت می کند. اگر شما سابقه خانوادگی ابتلاء به سرطان سینه را ندارید، هورمون درمانی با استروژن، قلب، استخوان ها و حافظه شما را بهبود می بخشد.

روشی سریع برای داشتن ذهنی فعال:

متخصصین اعصاب دریافته اند قسمتی از مغز بنام ” هیپوکامپوس ” در مقایسه با سلول های دیگر مغز ، با افزایش سن همچنان فعال می ماند. آنها معتقدند انجام ورزش و فعالیت بدنی شدید و هوازی باعث این امر می شود که با مقایسه بین موش های فعال در گردانه های چرخان و موش های کم تحرک این فرضیه ثابت شده است. دانشمندان معتقدند این مورد درباره انسان نیز صدق می کند چون مغز انسان و موش از بسیاری جهات شبیه هم هستند.

محققین بیان می کنند گذشت زمان شما را فرسوده تر و پیرتر می کند ولی کار و فعالیت بیرون از منزل شما را داناتر می کند.

تقویت کننده های ذهن :

انتقال دهنده های عصبی :مواد شیمیایی موجود در مغز که روی قدرت اندیشه، ذهن و حافظه، رفتار، آمادگی جنسی و هوشیاری فرد اثر می گذارند.

۱-استیل کولین : بیشتر در یادگیری و حافظه موثر است. مواد مغذی که روی استیل کولین مغز اثر دارند ، شامل: کولین،DMAE ( دی متیل آمینواتانول) ، لسیتین وCDP کولین است. در آلزایمر مقدار استیل کولین کاهش می یابد. داروهایی مثل تاکرین(tacrine) باعث افزایش استیل کولین می شود.

۲-دوپامین : برخی از اختلالات روانی مثل شیزوفرنی ، پارکینسون و اختلالات رفتاری در اثر غیر طبیعی بودن مقدار دوپامین است.

افزایش دوپامین باعث افزایش هوشیاری و آمادگی جنسی می شود. مواد مغذی که باعث افزایش دوپامین می شوند، شامل اسید آمینه تیروزین وNADH ( نیاسین غیر فعال ) است.

۳-نور اپی نفرین:اسیدآمینه های فنیل آلانین و تیروزین، به دوپامین تبدیل می شوند . دو پامین نیز به نور اپی نفرین تبدیل می شود. افزایش نور اپی نفرین باعث ایجاد هیجان در فرد می شود. مقادیر بیش از حد آن، عوارضی مثل بد خلقی، اضطراب و بی خوابی را ایجاد می کند.

۴-سروتونین :فعالیت های جسمی و روحی زیادی مثل رفتار، اضطراب، هیجان و پرخاشگری را تنظیم می کند.Prozac دارویی است که سروتونین را افزایش می دهد. ” ۵- هیدروکسی تریپتوفان “(HTP -5) پیش ساز اصلی سروتونین است که سطح آن را در مغز افزایش می دهد.

تریپتوفان در انواع گوشت، ماهی و سایر غذاهای پروتئینی وجود دارد. اگر مقدار تریپتوفان برای مغز کافی نباشد، سروتونین کاهش می یابد. تریپتوفان بهHTP -5 و سپس به سروتونین تبدیل می شود. سپس غده صنوبری موجود در مغز آن را به هورمون خواب ملاتونین تبدیل می کند.

۵-GABA (گاما- آمینو بوتیریک اسید): بیشترین و مهم ترین انتقال دهنده عصبی بازدارنده ی موجود در مغز است. حالت تحریک پذیری بایستی با بازدارندگی در تعادل باشد. تحریک بیش از حد منجر به بی قراری، کج خلقی، بیخوابی مزمن و حتی بیماری می شود.

GABA باعث آرامش، کاهش درد و خواب راحت می شود. داروی باربیتورات و بنزودیازپین باعث تحریک گیرنده هایGABA و آرامش فرد می شود.

منبع: تبیان

www.eazi.ir

سایت آموزشی سعید ایزی


 
تغذیه و افزایش حافظه
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٢ 

متخصصان تغذیه می گویند: شما آن چیزی هستید که می خورید! به عبارت دیگر بدن ما مانند ساختمانی است که اگر زیربنای مستحکمی نداشته باشد قادر به ادامه حیات نیست و داشتن زیربنای محکم تنها در سایه تغذیه مناسب امکان پذیر است . حتی می توان به مدد تغذیه مناسب ، روزهای پر اضطراب و تنش را به ایام کار و فعالیت مضاعف تبدیل کرد.

-     ۶۰ درصد مغز از چربی تشکیل شده است و آن چیزی که مغز به آن نیاز دارد ، قند و اکسیژن است. همچنین امگا ۳ در بهینه کردن عملکرد مغز نقش موثری را ایقا می کند.

-     تغذیه بر روی رشد مغز و افزایش حافظه موثر است و افرادی که قصد دارند در رقابت های فکری مانند کنکور شرکت کنند استفاده از مواردی حاوی پروتئین ، ید ، آهن و روی باشد برایشان الزامی است. مشاهده کرده ایم دانش آموزانی که با کمبود ید مواجه هستند بهره هوشی آنها به مراتب پایین تر از دانش آموزانی است که چنین مشکلی ندارند .

-     ۲۵ درصد بازده کاری انسان را ناشی از وجود آهن در بدن می داند و اظهار می دارد: دانش آموزانی که تمرکز کافی ندارند و حتی قادر به تشخیص رنگ ها نیستند باید علت را در کمبود آهن جست و جو کنند .

-     در عین حال پرخوری مانع یادگیری می شود و در چنین شرایطی انسان تا ۲ ساعت آمادگی لازم برای یادگیری را ندارد.

-     بهترین زمانی که مغز می تواند غذای کافی به دست آورد ، صبح است. با خوردن صبحانه که حاوی مواد قندی ، غلات و چربی ها است می توان عملکرد مغز را در طول روز افزایش داد.

-     علم تغذیه به ما می آموزد که ویتامینB1 موجود در سبوس گندم ، حبوبات ، آجیل ، غلات و گوشت موجب جلوگیری از سردرگمی و گیجی می شود.

-     ویتامین B2 که در شیر ، بادام ، سبزیجات ، نان و غلات است موجب افزایش حافظه می شود. ویتامین B6 که در غلات ، نان و موز می تواند به افزایش حافظه بلند مدت کمک کند .

-     علاوه بر این ها برای بهبود حافظه و افزایش تمرکز ، خوردن غذاهایی مثل ماهی ، غلات و حبوبات که حاوی “روی” است توصیه می شود. همچنان ماست و شیر نیز سطح هوشیاری را افزایش می دهد.

-     کاهو و انگور را به عنوان نمادی برای کاهش اضطراب معرفی می کند و به دانش آموزان توصیه می شود که در روزهای امتحان و رقابت های فشرده ای مانند کنکور ، خوردن صبحانه کامل با در نظر گرفتن ۲ ساعت فاصله تا زمان آغاز امتحان فراموش نکنند.
پایه صبحانه را نان و یا یکی از غلات تشکیل می دهد و از آنجایی که میزان قند خون با حافظه کوتاه مدت رابطه دارد با کاهش قند خون میزان قدرت حافظه کوتاه مدت کم می شود. خوردن قند طبیعی مانند آب میوه ، عسل و یا مربا توصیه می شود. خوردن چربی مانند خامه ، کره و یا پنیر نیز ضروری است ضمن آنکه نوشیدن چای به منظور ایجاد آرامش نیز بسیار مفید است .

www.eazi.ir

سایت آموزشی سعید ایزی


 
مطالعه موفق با تمرکز - بخش ششم
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٩ 

بخش ششم: زمان و حالات مناسب مطالعه متمرکز

نقش زمان

پیش از این توضیح دادیم که آرامش، خواب و استراحت کافی به خصوص در شب، چقدر در پرورش تواناییهای ذهنی و تمرکز حواس و حافظه شما مؤثر است.

در هیچ شرایطی، نیمه شب مطالعه نکنید. با این توجیهات که: “من به مطالعه شبانه عادت دارم”، “سکوت منزل شب هنگام بیشتر است” و . . . خود را متقاعد نکنید که شب مطالعه کنید. چرا که شارژ عصبی و مغناطیسی بدن، شب هنگام انجام می گیرد و شما با بی خوابی در شب، خود را از این شارژ عصبی مغز محروم می کنید. بنابراین: هرچقدر هم که به مطالعه نیمه شب عادت دارید، از این پس دیگر نیمه های شب مطالعه نکنید. خودتان را عادت دهید که روز یا اول شب مطالعه کنید.

ضمن آن که توجه داشته باشید در هنگام خواب یا استراحت عمیق شب آن که را که در طول روز خوانده اید، پردازش ذهنی می شود و در مغز، عمل جایگزینی صورت می گیرد.

شما به هیچ وجه در هنگام خواب، وقت تلف نمی کنید بلکه ذهن شما ناخودآگاه به تثبیت آموخته های روز می پردازد.

همین طور مطالعه بلافاصله بعد از غذا خوردن، خود باعث عدم تمرکز می شود. مغز شما برای فعالیتهای ذهنی بیش از همه به اکسیژن نیاز دارد و این اکسیژن را از خون می گیرد و جریان خون شما پس از غذا خوردن تا حدود یک ساعت و نیم بیشتر متوجه اندامهای گوارشی است تا مغز. به همین علت است که شما پس از غذا خوردن بیشتر تمایل دارید که استراحت کنید تا این که فعالیتهای فکری انجام دهید. دست کم تا یک ساعت بعد از صرف غذا از مطالعه کردن اجتناب کنید.

مسأله مهم دیگر در زمان مطالعه، مطالعه مرتب در زمانهای خاص است. ضمن آن که شما از فرصتهای خود برای مطالعه بیشترین استفاده را می کنید، خودتان را به مطالعه در ساعتهای خاص هم شرطی کنید.

مثلاً صبحها به محض بیدار شدن، بعدازظهرها در ساعتی مشخص و یا ساعات اولیه شب. زمان خاصی را برای مطالعه در نظر بگیرید. ذهن شما می تواند پس از مطالعه مدام در یک ساعت خاص از شبانه روز بعد از مدتی خود به خود در آن ساعت ویژه، جذب و فراگیری پیدا کند.

پس توصیه زمانی ما به شما:

۱. در فاصله زمانی ساعت ۱۱:۳۰ شب تا ۵ صبح مطلقاً مطالعه نکنید و حتماً در این ساعات بخوابید.
۲. تا دست کم یک ساعت پس از صرف غذا مطالعه نکنید.

۳. خود را به مطالعه در زمانهای خاص و مناسب شرطی کنید.

 

نقش حالتها در تمرکز حواس

برای هر رفتاری از لحاظ ذهنی و جسمی باید حالتهای خاص داشته باشید که با رفتارتان هماهنگ باشد. روان شناسی حالتها و رفتارها این موضوع را به تفصیل شرح می دهد.

اگر می خواهید بجنگید، ابتدا باید حالت جنگیدن را به خود بگیرید. اگر می خواهید شاد باشید، ابتدا باید حالت شاد بودن را به خود بگیرید. اگر می خواهید انسانی مصمم و با اعتماد به نفس باشید، باید حالتهای اعتماد به نفس را در خود ایجاد کنید. حالتها و رفتارها از همدیگر به وجود می آیند. یعنی همان طور که وقتی شما شاد باشید ناخودآگاه حالتهای شاد بودن در شما پدیدار می شود، اگر هم حالتهای شادی را در خود ایجاد کنید یعنی به خودتان بگویید، ناخودآگاه احساس شادمانی به شما دست خواهد داد. برای مطالعه نیز شما باید حالت جذب و یادگیری داشته باشید. با حالت خمیده و خواب آلوده انتظار تمرکز و دقت فراوان از خود نداشته باشید. در وضعیتهایی که برای مطالعه کردن مناسب نیست تمرکز حواس پیدا کردن دشوار و انتظار آن کاملاً غیر معقول است.

هنگام هیجانهای عصبی، ترس، خشم، اضطراب و کینه و ناراحتی نمی توان انتظار داشت که تمرکز بالایی داشته باشیم. چون در این حالتها ذهن ما پیشاپیش متوجه و متمرکز برآن مسأله است که این هیجانها را در ما ایجاد کرده است. همین طور در حالت شور و شوق و اشتیاق فراوان هم نمی توانید تمرکز حواس داشته باشید و علت همان است. بچه هایی که زنگ تفریح در حیاط مدرسه به بازیهای مهیج می پردازند و با همان شور و هیجان به کلاس درس می آیند، گاهی تا نیم ساعت بعد از حضور در کلاس به حالت مناسب خود برای فراگیری دست نمی یابند و در این مدت توجه و تمرکزشان هنوز به هیجان حیاط مدرسه معطوف است.

در حالت خستگی و بی خوابی هم نمی توانید تمرکز حواس داشته باشید. این حالتها همه با حالت تمرکز حواس برای مطالعه، منافات دارند. بنابراین شما باید ابتدا مسایل خود را تا حدی حل کنید، استراحت کنید، آرام شوید و پس از ایجاد حالت یادگیری، مطالعه را شروع کنید.

انتظار بیجا از خود نداشته باشید. مسلم است که با حالتهای منفی مانند خستگی، گرسنگی، بی خوابی و هیجان فراوان نمی توانید تمرکزی عالی داشته باشید و این عدم تمرکز کاملاً طبیعی است.

بعضیها پس از یک ورزش سنگین، با همان خستگی و بدن عرق کرده، شروع می کنند به کتاب خواندن و مطالعه و انتظار دارند که با این هیجان تمرکز حواس هم داشته باشند و چون چنین چیزی امکان پذیر نیست، می گویند: حافظه ام ضعیف است. حواسم پرت است و . . .

باز هم تأکید می کنیم ابتدا وضعیت جسمی و روحی خود را متعادل کنید و سپس شروع به مطالعه کنید.

اولویت بالاتر، مانع تمرکز

گفتیم عوامل حواس پرتی خود را که در هنگام مطالعه به ذهنتان خطور می کنند در جایی یادداشت کنید که بلافاصله پس از مطالعه به آنها بپردازید. اما گاهی اوقات یک موضوع مهم، ضروری و بسیار “دراولویت” به ذهنتان خطور می کند که حتی با نوشتن آن وسواس ذهنی کاهش پیدا نمی کند. در چنین مواردی، ما توصیه می کنیم به جای آن که کاهش پیدا نمی کند. در چنین مواردی، ما توصیه می کنیم به جای آن که تقلا کنید که با همان وضعیت بد درس بخوانید، به انجام همان کار با اولویت بالا بپردازید. چون مطالعه با آن وضعیت بد، هم اضطراب شما را به دنبال دارد و هم بازده فکری شما را کاهش می دهد.

اضطراب

یکی از عمده ترین مسائلی که باعث اضطراب می شود، انباشته کردن دروس در شب امتحان است. مسلماً وقتی شما در طول سال تحصیلی مطالعه نمی کنید و همه را برای شب امتحان انبار می کنید، با یک ضرب الاجل و فشار عصبی و اضطرابی مواجه می شوید که بیش از هر عامل دیگری، میزان تمرکز فکری و یادگیری شما را کاهش می دهد.

متخصصان مطالعه و یادگیری به شدت اعتقاد دارند که مهمترین عامل تخریب حافظه و عدم دستیابی به یک تمرکز عالی، اضطراب است. برنامه ریزی درسی، مطالعه در طول سال تحصیلی و استفاده بهتر از زمان و البته آسودگی شب امتحان از تمام اضطرابهای کاذب جلوگیری می کند.

تصویر ذهنی مثبت

اضطراب، بسیاری از اوقات هم از تصور نگران کننده شخص درباره خودش نشأت می گیرد. یعنی با این که شما درس خود را می خوانید و اهل مطالعه هستید، مدام تصور نگران کننده ای از خودتان در ذهن دارید که بازده فعالیت ذهنی شما را کاهش می دهد و به حافظه و تمرکز شما لطمه وارد می کند.

بهترین و آسان ترین شیوه برای مقابله با این اضطراب کاذب انجام تمرینات تلقین تجسمی است که بی جهت ساده گرفته می شود. صبحها پس از بیدار شدن، ظهرها پس از یک آرامش چند دقیقه ای و قبل از صرف ناهار و به ویژه شبها قبل از خواب به آسودگی دراز بکشید، بدن را شل کنید. چند نفس عمیق بکشید و با صدای بلند یا در ذهن خود چندین بار این جملات را تکرار کنید:

“من با تمرینات عالی ام، تمرکزم روز به روز بیشتر می شود”

“من سرشار از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخور دارم”

“من سرشار از آرامشم و در این آرامش، تمرکز جاری است”

“حافظه ام بسیار عالی است و روزبروز بهتر می شود”

“در کلیه امتحاناتم موفق هستم و هم اکنون نمرات عالی ام را می بینم”

در لحظاتی که این جملات را می گویید و چند بار تکرار می کنید، خود را در ذهن خود ببینید. خود را در جلسه امتحان ببینید که در نهایت آرامش نشسته اید. برگه امتحان در دست شماست. همه جوابها را می دانید و به همه سؤالات با آرامش کامل و شادی فراوان جواب می دهید.

این تصویر را شبها خصوصاً قبل از خواب، به وضوح در ذهن خود ببینید و از آن به شوق آیید. بعد از مدتی که تلقین و بیان عبارتهای تأکیدی بالا را صبح و ظهر و شب انجام دادید و به خصوص تصویر ذهنی مثبت خود را هر شب مجسم کردید، هم اعتماد به نفس و روحیه تان عالی می شود و هم میزان تمرکز، حافظه و یادگیری تان بهبود می یابد.

یک هشدار مهم

تمام تمرینهای گفته شده تا الآن فقط در صورتی پاسخ مثبت می دهند و از آنها نتیجه مطلوب حاصل می شود که به هیچ عنوان منفی حرف نزنید. وقتی شما درباره خودتان با عبارات منفی حرف می زنید، همه چیز را خراب می کنید. هرگز نگویید حافظه ام خراب است. اصلاً هیچ چیز نمی فهمم. تمرکزم افتضاح است و..

باز هم تأکید می کنیم که با عبارات منفی به خود تلقین منفی نکردن اهمیت بسیار بیشتری از تلقین مثبت دارد، یعنی اگر از یک طرف تلقینات مثبت را به خود القا کنید و از طرف دیگر در طول روز این حرفهای منفی را درباره خودتان بزنید، عملاً تلقینات مثبت خود را بی نتیجه و بی اثر ساخته اید. پس به هیچ عنوان حرف منفی نزنید و تمرینات تلقین مثبت را هم انجام دهید تا از تمرکز عالی برخوردار گردید.

منبع : شبکه آموزش

www.eazi.ir

سایت آموزشی سعید ایزی